تبليغاتX
عشق دیووانه
عشق دیووانه
*~*~سلام~*~*

سلام به همه ببخشید یه مدتی نبودم

 



| *| نوشته شده در پنجشنبه 7 آبان1388 و ساعت 3:43 بعد از ظهر توسط دیوونه تنها |
*~*~سلام و خداحافظ~*~*

همین و بس دلم چیزی واسه گفتن نداره


| *| نوشته شده در شنبه 24 مرداد1388 و ساعت 7:55 بعد از ظهر توسط دیوونه تنها |
*~*~انتظار~*~*



| *| نوشته شده در یکشنبه 14 تیر1388 و ساعت 9:40 قبل از ظهر توسط دیوونه تنها |
*~*~انتظار~*~*



| *| نوشته شده در یکشنبه 14 تیر1388 و ساعت 9:38 قبل از ظهر توسط دیوونه تنها |
*~*~انتظار~*~*



| *| نوشته شده در یکشنبه 14 تیر1388 و ساعت 9:37 قبل از ظهر توسط دیوونه تنها |
*~*~انتظار~*~*



| *| نوشته شده در یکشنبه 14 تیر1388 و ساعت 9:36 قبل از ظهر توسط دیوونه تنها |
*~*~انتظار~*~*



| *| نوشته شده در یکشنبه 14 تیر1388 و ساعت 9:35 قبل از ظهر توسط دیوونه تنها |
*~*~جانم به فدای تو ~*~*

     


| *| نوشته شده در یکشنبه 31 خرداد1388 و ساعت 6:54 بعد از ظهر توسط دیوونه تنها |
*~*~چه بگویم از دل تنگم~*~*

 

 الفت شبهای خوش را روزگار از ما گرفت       ای خوشا روزی که ما هم روزگاری داشتیم



| *| نوشته شده در شنبه 16 خرداد1388 و ساعت 1:38 قبل از ظهر توسط دیوونه تنها |
*~*~تنهایم~*~*

                              تنهای تنهایم خدایا


| *| نوشته شده در چهارشنبه 30 اردیبهشت1388 و ساعت 1:25 بعد از ظهر توسط دیوونه تنها |
*~*~تنهایی~*~*

بازم تنهایی بازم غم بازم کابوس بازم وحشت بازم افسردگی بازم یاد خاطرات بد یادخاطراتی که دفن شده بودن اما دوباره سر از گور در آوردن مثل اینکه قیامت شده باشه و همه زنده شده باشن.

اخه چرا ؟!

چرا باید واسه من این طوری بشه چرا.

چرا هرچی سعی می کنم برگردم به زندگی نمیشه چرا.

مثل این می مونه که همه کمر بستن تا زنده زنده منو خاک کنن.

اخه چرا نمی خوان بفهمن ما هم حق زندگی کردن داریم.

کا هم آدم هستیم

روح داریم

قلب داریم

احساس داریم

ااااااااااااییییییییییییییییی خدا

چرا به فریادم نمی رسی

چرا دستمو نمی گیری

چرا هرچی صدا می کنم جوابمو نمی دی

شاید این حق منه که باید این طوری بشم

عذاب بکشم



| *| نوشته شده در چهارشنبه 30 اردیبهشت1388 و ساعت 1:22 بعد از ظهر توسط دیوونه تنها |
*~*~شب میلاد~*~*

شمع ها را چقدر روشن و خاموش کنم

تا تو را در شب میلاد فراموش کنم ؟

 

" آه " فانوس شد آویخته از سقف دلم

تا به دیر آمدن چشم تو جادوش کنم

 

تا به کی مرده ی یک جشن تولد باشم؟

وای اگر باز به فرمان دلم گوش کنم!

 

شوکران هم اثر خوش طربی خواهد داشت

چشم در چشم تو یک جرعه ، اگر نوش كنم

 

تكه تكه پرم از تيزيِ يك كينه ولي

آنقدر نيست كه در پاي تو مفروش كنم

 

عشق ! بادي ست ، بدنبال پرِ گمشده اي !

عشق ، باري ست ، دلت خواست كه بر دوش كنم

 

صاحب خلوت هيچ آينه رويي نشدم

من همان درد دل تيره ي " مخدوش كنم"!

 

" مرتضي حيدري آل كثير‌ "



| *| نوشته شده در سه شنبه 1 اردیبهشت1388 و ساعت 9:46 قبل از ظهر توسط دیوونه تنها |
*~*~این از طرفه دوستم.~*~*

ای عشق به اشتباه انداختی ام.

                یک عمر به آه آه انداختی ام .

                            شوخی شوخی مرا به راه آورده .

جدی جدی به چاه انداختی ام .



| *| نوشته شده در شنبه 29 فروردین1388 و ساعت 5:10 بعد از ظهر توسط دیوونه تنها |
*~*~جرم یک ستاره~*~*

اگر خندیدن جرم یک ستاره بود

بگذار تا ستاره بخندد

تا لحظات تنهایی را

یک خاطره کوچک به فریاد بکشد

و در اوج خاطرات

یک قاب خالی

               نمایان شد

ومن تکرار لحظات شدم

             تا تک درخت آسمان را به رنگ نَهم

               و جرم زمین کشیدن انسان را بر او دهم

و من دریای آسمان ندیده ی دشتم

که خاطرات بر کاغذ سفید بی خطم

رنگ رخسار نمایان می کند

                   و سکوت در دریا نیست

که دل ماه را بشکند

و من هستم در بی کسی ام

و ستاره جرم اش این بود

گریستن به بازی

                            و

                                       خندیدن به تنهایی



| *| نوشته شده در دوشنبه 24 فروردین1388 و ساعت 9:57 قبل از ظهر توسط دیوونه تنها |
*~*~اری~*~*

هیچ چیزش در زندگی برازنده‌تر از ترک زندگی نبود.
جان سپردنش همچون جان سپردن کسی بود
که نیک آموخته باشد که به هنگام مرگ،
گران‌بهاترین چیزش را همچون بی‌بهاترین چیز دور افکند.


| *| نوشته شده در سه شنبه 18 فروردین1388 و ساعت 4:55 بعد از ظهر توسط دیوونه تنها |